تعمیرکار به قلم میلاد سرداری
پارت پنجاه :
ارغوان و دوست جدیدش به پارک رفتند و بازی کردن او بر خلاف چیزی که قولش را داده بود بیشتر از نیم ساعت طول کشید. هر وقت که آقا خشایار به ارغوان میگفت که:
- ارغوان بسه باید بریم دیر شد.
او تهدیدش میکرد و پاسخ میداد:
- بذار یکم دیگه بازی کنم وگرنه باهات دوست نمیشما!
من نمیدانم آقا خشایار آیا در این موقعیت هم یاد جملهی معروفش که مدام آن را تکرار میکرد و مفهومی نزدیک به ایÙ

لطفا صبر کنید...

اسرا
0هرروزافناب دربیایدیه تولدممنون🙏⚘