مونالیزا به قلم آزاده دریکوندی
پارت شصت و پنجم :
سالن چرخهای خیاطی واقعا جای پر سر و صدایی بود که البته این اصلا برای کسانی که مدتها بود توی مزون کار میکردند؛ دیگر اصلا عذاب آور نبود... حتی شاید دوستش داشتند و یا شاید هم از سر عادت دیگر آن را نمیشنیدند.
فریال تکیهاش را به میز اتو که در راس باقی میزها بود، داده بود و به پارچههای سفید رنگی نگاه میکرد که هر کدام زیر سوزن چرخهای خیاطی در حال تبدیل به یک لباس عروس بودند. اتفا
مطالعهی این پارت حدودا ۱۷ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۸۳۰ روز پیش تقدیم شما شده است.

آزاده دریکوندی | نویسنده رمان
یه لحظه تحت تأثیر قرار گرفته باورش نکن🤭
۲ سال پیشفاطمه ❤️
0به خدا اشکم در اومد😭💔مادره درست ولی کارش اشتباه بود 😭
۲ سال پیش
آزاده دریکوندی | نویسنده رمان
اره واقعا💔
۲ سال پیشRoghayyeh
0معصومه خانوم معین پدرتو در میاره مادر
۲ سال پیش
آزاده دریکوندی | نویسنده رمان
طفلی معین😔💔معصومه فکر کرده معین بچه کلاس اولیه
۲ سال پیشنفس
0الهیییی بیچاره فریال رسما قلبم شکست💔
۲ سال پیش
آزاده دریکوندی | نویسنده رمان
کلی ناراحت شد دختر بیچاره🙁
۲ سال پیشایلما
0البته🥲۲یه کوچولو ن بیشتر 😕باید بفکر دل پسرشم باشه۳شاید بحرف معصومه گوش کنه🥲۴قهر و دعوا😒۵منم همین جوری شوکه میشدم🥺
۲ سال پیش
آزاده دریکوندی | نویسنده رمان
مامانش جداشون میکنه یعنی؟ آخ معینِ گوگولی بیچاره...🙁 (شرمنده آقای امینی)
۲ سال پیشایلما
0دلم سوخت واسه فریال 🥺نازنینم چ مهربون شده ☹️😒
۲ سال پیش
آزاده دریکوندی | نویسنده رمان
خیلی گناه داشت😩
۲ سال پیش(Zarnaz ) فریال
0خیلی خوشحال شدم که حالت بهتره❤️💋ایشالله همیشه خوب باشی عزیزم ❤️3️⃣ 1-کردم ولی نخوندن 2-هیچی گناه داشت بچم فریال 😥3-کنارنمیکشه ادامه میدن باید بدن 🙃😍چون باید بهم برسن🙃
۲ سال پیش
آزاده دریکوندی | نویسنده رمان
ممنونم عزیزم💚 ای بابا... حالا من ضرر کردم یا اون؟🤨توی دژاوو گفتیم عشق کافیه حالا این طور که پیداست اینجا قراره نقضش کنیم 🥺😅
۲ سال پیش(Zarnaz ) فریال
12️⃣درسته نگران ولی چرا اینکاررو کرد منم اشکم با فریال در آمد تازه نازنین با اون همه حرفی که زده بود دلش سوخت😥💔مرسی دوباره رابطه ها رو گفتی❤️
۲ سال پیش
آزاده دریکوندی | نویسنده رمان
توی اطلاعیه امشب معصومه رو نقدش کردم😅نازنین هم درسته یه لحظه احساسی شد ولی تغییر نمیکنه🤧
۲ سال پیش(Zarnaz ) فریال
01️⃣خب خب اولا اینکه دیدی گولت نخوردم 😛تازه آمده بودی من به راه کج هدایت کنی شاید لکه باشه😁😛مرسی که فرق نگاه و دیدن گفتی قبلا خونده بودم ولی یادم نمی آمد خیلی خنگم😁🙈
۲ سال پیش
آزاده دریکوندی | نویسنده رمان
هنوز راه طولانیه ان شاالله دفعات بعد گول میخوری 🤲 من اهل معما نویسی نیستم با همین چیزای کوچولو گول میزنم🙈
۲ سال پیشعطا (رویا)
2من واقعا نفهمیدم این چه کاری بود معصومه کرد بچش ۴۰ سالشه بعد میاد میگه ضربه میخوره بچم درسته مادره اما بچه جناب عالی الان سن ببخشیدااا سن ... و داره تازه خودت ضربه بدتری بهش زدی با این کار 😑😒
۲ سال پیش
آزاده دریکوندی | نویسنده رمان
از نگرانی زیاد💔 میدونی آدمها توی شرایط احساسی تصمیمات درستی نمیگیرن🤧
۲ سال پیشعطا (رویا)
0۱ به شدت به کل دوستام و اقوام و فامیل پیشنهادکردم ۲ هیچی 😒 ۳ نمیدونم چرا ولی قهر 😑 ۴ از خونه می زنه بیرون فعلا همین 😂 ۵ نمیدونم واقعا
۲ سال پیش
آزاده دریکوندی | نویسنده رمان
مرسی بابت اینکه رمان رو به دیگران معرفی کردی🥰😍💚 به نظرت با کی قهر میکنه؟ به معین یا کسی دیگه؟🥲
۲ سال پیشرویا (فن ...)
0❤❤
۲ سال پیش
آزاده دریکوندی | نویسنده رمان
همین؟☹️
۲ سال پیشعطا (رویا)
0شرمنده واقعا دیشب میخواستم کامنت پر و پیمونی بذارم اما برنامه هی بیرون می پرید مجبور شدم سریع دو تا قلب بذارم 😓
۲ سال پیش
آزاده دریکوندی | نویسنده رمان
ای بابا چرا اینجوری میشه آخه....☹️💔
۲ سال پیش
آزاده دریکوندی | نویسنده رمان
به هرحال دشمنت شرمنده گوگولی💚
۲ سال پیشمعین (مریم گلی)
1تا یه حدی به مامان معین حق میدم چون اونم به عنوان یه مادر نگران آینده فرزندشه ،باتوجه به اینکه یه شکست نیز داشته ،ولی شکستن دل یه جوون امیدوار رو تایید نمی کنم ،نباید می گفت ازمعین دست بکش،ممنونم عزیز
۲ سال پیش
آزاده دریکوندی | نویسنده رمان
موافقم🥺 ای کاش حالا که این همه طاقت نیاورد که ساکت باشه حداقل میرفت با عطا صحبت میکرد که بذار به هم برسن🥲
۲ سال پیشپرنیا
0معین ک بشدت از کار مادرش ناراحت میشه ک چرا این کارو کرده،منم دقیقا استرسی ک فریال داشتو برای حرفای معصومه داشتم😔😢گناه داشت طفلی قشنگم
۲ سال پیش
آزاده دریکوندی | نویسنده رمان
واقعا خیلی گناه داشت🥲 قلب نازنازیش شکست🥺 البته اگه منم توی این شرایط قرار میگرفتم که مامان طرف بیاد اینا رو بگه واقعا ناراحت میشم💔
۲ سال پیشپرنیا
0پیشنهاددادم ولی نخونده 😂 حق میدم ک نگران معین باشه ولی بنظرم کارش اصلاقشنگ نبود چون ک معین واقعادر سنی نیست ک بخادگول بخوره که اینوسط اذیت بشه،بایدبذاره تلاششو واس زندگیش بکنه.فریال هم بمعین میگه😂
۲ سال پیش
آزاده دریکوندی | نویسنده رمان
الان رمان منو نخوند... من ضرر کردم یا اون؟🤨 فریال خیلی نانازیه بعید هم نیست بذاره کف دست معین😂
۲ سال پیش
لطفا صبر کنید...

فاطی
0نازنین خانم همه مدل حرف واسه فریال زده آخرش دلش به فریال میسوزه انصاف نیست اصلا 😔😞😡