پارت سی و هفتم :

امان از لبخندش!
چه سرّی در آن لبخند نهفته بود که چنان بی پروا مرا به سمت خودش می‌کشید!
دست خودم نبود. نه دلدادگی‌ام دستم خودم بود و نه آشفتگی احوالم.
من دوست داشتم که هم به او عشق بورزم و هم به او علاقه‌ای نداشته باشم.
من مایل بودم که مدام، هم به او فکر کنم و هم فکر او را از سرم بدر کنم.
من مشتاق بودم که هم، در خیالاتم شب‌ها با او رویا ببافم و هم بر رویاهایم با او خط بطلان

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۲ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۸۱۰ روز پیش تقدیم شما شده است.
نظر خود را ارسال کنید
برای اینکه بتوانید نظر خود را ارسال کنید، لازم است ابتدا وارد حساب کاربری خود در سایت شوید. همچنین می‌توانید اپلیکیشن «دنیای رمان» را روی گوشی خود نصب کنید و از داخل اپلیکیشن، نظر خود را ثبت کنید.
آخرین نظرات ارسال شده
  • لیلا رنجبر

    0

    بسیار عالی وجذاب ممنون

    ۲ سال پیش
  • سمیرا حسن زاده | نویسنده رمان

    سپاس از شما دوست عزیز⚘️

    ۲ سال پیش
کپی شد!