پیرانا به قلم مرجان فریدی
پارت نود و سوم :
خودم را درون راهروی طویل و تاریک یافتم.
تکیه زده به دیوار پشتم،سعی بر نفس کشیدن داشتم
به سختی دست آویز گردنم شدم.
حس می کردم سرم سنگین است.
تا کی قرار بود مرگ هامور را باور نکنم؟
تا کی قرار بود هربار که اسمش را می شنوم به امید زنده بودنش جان بگیرم و با شنیدن حقیقت مرگش،جانم برود؟
با بغض مشتم را به دیوار روبه رویم کوبیدم.
به سختی نفس می کشیدم
آن سیاهی حالم را از
مطالعهی این پارت حدودا ۷ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۸۵۳ روز پیش تقدیم شما شده است.
الهه
1وای برگام وای قلبم
۲ سال پیشValentina
4بچه ها ریلکس مرجان تو چنل گفت که یه مشکل برای ویراستار پیش اومده و به زودی جبرانی رو میزارن هم برای پیرانا و هم برای پیانولا
۲ سال پیشHadis
24ولی بنظرم باید ویراستارشو عوض کنه قبلنم پیش اومده بود بخاطر مشکلِ ویراستار پارت نداشته باشیم جدا از این رمان پر از غلط املاییه پس کار ایشون چیه این وسط
۲ سال پیشآنوشا
16وای...حالا این رمانه و واقعیت نداره ولی فکر کنین سیاست هر کشور میتونه انقدر کثیف باشه
۲ سال پیشباران
14پارت جمعه چرا هنوز نیومده
۲ سال پیشLavin
21مرجان میشه وقتی نمیخوای پارت بذاری از قبل بگی که ما الکی منتظر نباشیم:)؟
۲ سال پیشAra
14ولی من هنوزم به زنده شدن هامور امید دارم...
۲ سال پیشاسما
14التماس التماس 🙏🙏🙏🙏🙏 اینهمه ما داریم سکته میکنیم پایانش خوش باشه 🥺🥺🥺🥺
۲ سال پیشS
17پارت جدید گذاشته نمیشه؟ این هفته فقطط یه پارت بووووود چرااااااااااااااااا
۲ سال پیشپرنیا
44پس پارت جدید کو
۲ سال پیشMona
2واقعا عالی بود این پارت و این طوری بودم که خب بگو و وقتی که که مرد این طوری که یعنی چی؟ چی شد و اینا ولی خب قلمت به شدت خفنه و اون هستی نه تو داستانه رو به خود اون کسی که میخونه هم میده
۲ سال پیشHelia
4من دیگه نمیتونم چرا آخه اینا آنقدر بد بختن
۲ سال پیشسما
10وای وای دارم سکته میکنممم. مرجان این همه مارو سکته دادی ترخدا پایانشو خوش کننننن
۲ سال پیشKara
2اصلا نمیتونم برای پارتهای بعدی صبر کنم...بعد یه سوالی که برای من پیش اومده اینه که چه بلایی سر آراد اومده؟؟
۲ سال پیشمهناز
9اینجوری که داره پیش میره این بدبختا حالاحلاها روی خوشبختیو نمیبینن
۲ سال پیش
لطفا صبر کنید...

نفس
0مردیکه بدبخت دلم براش سوخت