پارت صد و شصت و پنجم :

کلافه چنگی میانِ موهایم زدم و داخلِ حمام چشم چرخاندم که چشمم به حوله‌ی استخری آویزان به جالباسی حمام خورد؛ از هیچی بهتر بود. حداقل مواردِ سانسوری را پوشش می‌داد!
ابتدا با حوله موهای بلندم را خشک کردم، سپس آن را دور تنم پیچیدم و در حمام را گشودم؛ فارغ از همه جا دمر روی تخت خوابیده بود. کت و شلوار دامادی را که حسابی برازنده‌ی تنش بود، با یک دست تیشرت شلوارک راحتی عوض کرده بود. یک دستش

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۳ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۷۹۴ روز پیش تقدیم شما شده است.
نظر خود را ارسال کنید
فقط از طریق اپلیکیشن دنیای رمان میتوانید نظر خود را برای این رمان ارسال کنید. لطفا ابتدا اپلیکیشن را نصب کنید و سپس اقدام به ثبت نظر کنید
آخرین نظرات ارسال شده
  • مونا

    0

    جالب شد

    ۲ سال پیش
کپی شد!