گیلدا به قلم مرضیه اخوان نژاد
پارت صد و شصت و پنجم :
کلافه چنگی میانِ موهایم زدم و داخلِ حمام چشم چرخاندم که چشمم به حولهی استخری آویزان به جالباسی حمام خورد؛ از هیچی بهتر بود. حداقل مواردِ سانسوری را پوشش میداد!
ابتدا با حوله موهای بلندم را خشک کردم، سپس آن را دور تنم پیچیدم و در حمام را گشودم؛ فارغ از همه جا دمر روی تخت خوابیده بود. کت و شلوار دامادی را که حسابی برازندهی تنش بود، با یک دست تیشرت شلوارک راحتی عوض کرده بود. یک دستش
لطفا صبر کنید...

مونا
0جالب شد