پارت بیست و چهارم :
رونیکا به قدری شوکه شد شده بود که نتوانست هیچ واکنشی دهد.
باورش نمیشد چیزی که ماهها ار آن فرار میکرد اکنون به واقعیت پیوسته است.
تمام تنش میلرزید و سرشار از لذت شده بود، لذتی که برای رونیکا بسیار عجیب و سحرانگیز بود.
این لذت و حس خوب به قدری برایش دلنشین بود که نتوانست سرش را عقب بکشد.
بیاختیار دستانش را دور گردن برهام انداخت و چشمانش را بست.
از این
مطالعهی این پارت کمتر از ۷ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۸۰۶ روز پیش تقدیم شما شده است.

لطفا صبر کنید...

زهرا
0خیلی عالی بود ممنون ♥🌹