پارت بیست و سوم :
ماه کامل در میان آسمان نورافشانی میکرد که رونیکا و بقیه ناگهان به آن مکان بیآب و علف نقل مکان کردند.
الینا در حالی که اطراف را از نظر میگذراند با غرولند گفت:
_ من نمیدونم چرا باید نصف شبی با این تعداد کم این جا باشیم؟
آتریسا همان طور که نقشه را از جیبش بیرون میکشید پاسخ داد:
_ بازم شروع کردی؟
رونیکا کلافه پوفی کشید و میان کلام آنان آمد:
_ وا
مطالعهی این پارت حدودا ۵ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۸۰۶ روز پیش تقدیم شما شده است.

لطفا صبر کنید...

زهرا
0عالیع ممنون