پارت پنجاه و دوم :

***
«بازندۀ بازی شدی تا برده باشی.»
میز کنفرانس آغشته به بوی شهوت بود؛ شهوت ثروت، شهوت قدرت و شهوت شهرت.
چشم چرخاندم و نگاهم در غرور رُقبا چرخید.
آن زن بَزَک کرده، با چشمانِ درشت سیاهش و با لب‌های تزریقی که با هر قهقهه برق قدرت از لابلای نگین دندان‌هایش بیرون می‌گریخت.
آن مرد میانسال با موهای جوگندمی آراسته، با ریشی پروفسوری که از موهایش سپیدتر بود و بادی که در غبغب می

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۸ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۸۳۷ روز پیش تقدیم شما شده است.
آخرین نظرات ارسال شده
هنوز هیچ نظری برای این پارت ثبت نشده است. اولین نفری باشید که نظر خودتون رو در مورد این پارت ارسال میکنید
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️