تعمیرکار به قلم میلاد سرداری
پارت چهل و ششم :
به هر روی هاله از شنیدن این حرف جا خورد. شانه بالا انداخت و ابرویی به بازی گرفت و گفت:
- من نمیدونم هزینهش چقدر میشه.
جوان نویسنده با لبخندی که گواه بر این بود که همهچیز تحت کنترل اوست جواب داد:
- نمیدونید؟ یعنی بهتون نگفتن؟ البته به من قیمت رو گفتن. فرمودن سه و پونصد.
- من در جریان نیستم، اگه شما میگید حتمن همین مبلغه.
جوان نویسنده از این حرف و احترامی که هاله برا

لطفا صبر کنید...

اسرا
0ممنون بابت دوپارت حالاچرانویسنده دورغ گفت🙏🌾