پارت چهل و یک :


******
پروانه توی یک رستوران شیک ولاکچری که جمعیت زیادی نداشت وصدای یک موسیقی بی کلام آرام به گوشش می رسید نشسته بود.
رستوران زیاد شلوغ نبود چون که منو گرانی داشت وفقط پولدارار ها به این رستوران رفت آمد داشتند نه افراد متوسط به پایین جامعه.
پروانه به میز که با یک رومیزی سفید رنگ، درست شبیه به یک سفره عقد پوشانده ویک گلدان گُل رز قرمز وسط میز قرار داشت نگاهی انداخت.
به آØ

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۷ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۸۸۴ روز پیش تقدیم شما شده است.
آخرین نظرات ارسال شده
  • پرنیا

    1

    چرا بیخیالش شدی پروانه ،همین حالا بزن لهش کن خوو😡

    ۲ سال پیش
  • فرگل حسینی | نویسنده رمان

    کلا پروانه بیخیالش شده🥲

    ۲ سال پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️