پارت هفتاد و دوم :



صفا آهی ازته دلش کشید و زیر لب فحشی حواله روزگاربد کرد.

-با این وضع مالی و معتاد شدنت چطوری بچه دارشدی؟

صوفیا صورتش را با گوشه شالش پاک کرد. زیر ته مانده آرایش هاله سیاهی زیرچشمانش را پوشانده شده بود.

درفکربودم که منم بزرگ شوم اگر در این جهنم زندگی کنم، لقمان مرا به یک معتاد یاقاچاقچی حیوان صفت شوهر می داد.

من در اوهام و ترس هایم غوطه ور بودم، ولی ص

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۳ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۷۸۸ روز پیش تقدیم شما شده است.
نظر خود را ارسال کنید
فقط از طریق اپلیکیشن دنیای رمان میتوانید نظر خود را ارسال کنید
آخرین نظرات ارسال شده
هنوز هیچ نظری برای این پارت ثبت نشده است. اولین نفری باشید که نظر خودتون رو در مورد این پارت ارسال میکنید
کپی شد!