پارت پنجاه و یک :


- قربان! اولش گفت که یا آقای متمدن رو از نمایندگی برکنار می‌کنیم اون می‌ره مجلس یا گلناز می‌شه عروس خون‌بس. اما دیروز گفت که فقط خون‌بس!

اشک از چشم مادر پایین سر خورد و در شیار بینی‌اش گم شد. سیف‌علی خان با سردی نگاهش کرد.

- می‌تونم از شخص اعلی حضرت دستور آزادی صابر رو بگیرم.

قلبم از خوشی شروع کرد به کوبیدن. یک آن حس کردم همه‌ی تلخی‌ها تمام شد. آماده بودم ک

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۵ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۸۰۴ روز پیش تقدیم شما شده است.
آخرین نظرات ارسال شده
  • زهرا

    3

    فکر کنم گل بهار دختر خواهرش باشه کسی که صابر عاشقش بوده مادر گل بهاره نه مادر گلناز زن اول صابر مادر گل بهار بوده بعد خاله اش رو گرفته دو قلوی مادر گل بهار

    ۲ سال پیش
  • مریم گلی

    1

    سوالم اینه که چرا مادر گلبهار از گلنار دفاع می کنه ولی گل بهار رو با وجود داشتن نامزد پیش کش میکنه ،ممنونم نویسنده جان

    ۲ سال پیش
  • پری

    2

    من فکرمیکنم که گلبهار از یه مادر دیگه هست و این نامادریش باشه

    ۲ سال پیش
  • Aa

    0

    ممنون بابت قلم زیباتون🌺🌹👏

    ۲ سال پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️