پارت پنجاه و یک :
- قربان! اولش گفت که یا آقای متمدن رو از نمایندگی برکنار میکنیم اون میره مجلس یا گلناز میشه عروس خونبس. اما دیروز گفت که فقط خونبس!
اشک از چشم مادر پایین سر خورد و در شیار بینیاش گم شد. سیفعلی خان با سردی نگاهش کرد.
- میتونم از شخص اعلی حضرت دستور آزادی صابر رو بگیرم.
قلبم از خوشی شروع کرد به کوبیدن. یک آن حس کردم همهی تلخیها تمام شد. آماده بودم ک
مطالعهی این پارت حدودا ۵ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۸۰۴ روز پیش تقدیم شما شده است.
لطفا صبر کنید...

زهرا
3فکر کنم گل بهار دختر خواهرش باشه کسی که صابر عاشقش بوده مادر گل بهاره نه مادر گلناز زن اول صابر مادر گل بهار بوده بعد خاله اش رو گرفته دو قلوی مادر گل بهار