پارت نود و یک :



نگاهی به پای یارعلی انداختم که لنگیدنش بهتر شده بود.

- الان دیگه خوبی؟

اخم ملایمی کرد.

- از وقتی از مطب دکتر دراومدیم بیست بار این رو پرسیدی. سه‌تا از بخیه‌ها پاره شده بود که دوباره زد دیگه.

لبخند زدم.

- آخه انگار یهو راه رفتنت خیلی بهتر شده.

اخمش باز شد.

- خوب می‌شه، نمی‌خواد زیاد به اون زخم لعنتی فکر کنی. کلی کارهای واج

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۵ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۷۶۵ روز پیش تقدیم شما شده است.
نظر خود را ارسال کنید
برای اینکه بتوانید نظر خود را ارسال کنید، لازم است ابتدا وارد حساب کاربری خود در سایت شوید. همچنین می‌توانید اپلیکیشن «دنیای رمان» را روی گوشی خود نصب کنید و از داخل اپلیکیشن، نظر خود را ثبت کنید.
آخرین نظرات ارسال شده
  • مریم گلی

    0

    فرناز جان اصلا با اون همه علاقه ،شمس برای چی تابان رو غیابی طلاق داده ؟

    ۲ سال پیش
  • فرناز نخعی | نویسنده رمان

    میخونید مریم گلی عزیز. هیچ معمایی باز نشده نمیمونه خیالتون راحت.

    ۲ سال پیش
  • سارا

    1

    یه حسی بهم میگه تهش تابان و علی قراره بهم برسن ... یه جورای این فکت که عاشق های واقعی بهم نمیرسن...🤦 ♀️

    ۲ سال پیش
  • فرناز نخعی | نویسنده رمان

    هنوز خیلی ماجراها در پیش داریم...

    ۲ سال پیش
  • مریم گلی

    1

    شمس بیچاره از اونور آواره شده وتابان از این ور،خیلی دلم میخواد بدونم با وجود طلاق بازم موقعیت ازدواج برای شمس وتابان هست؟ممنونم فرناز جان

    ۲ سال پیش
کپی شد!