پارت نود :



نفس‌نفس‌زنان یک سربالایی را رد کرد و ایستاد. صورتش از گرما و فعالیت سرخ شده بود.

بار قبل این مسیر را شبانه دویده بود و هوا این‌قدر داغ نبود اما الان وسط گرمای روز بود و درجه حرارت بالای چهل درجه.

خم شد و دست‌هایش را روی زانوهایش گذاشت. چند بار نفس عمیق کشید تا حالش کمی جا آمد بعد دوباره شروع به دویدن کرد.

ذهنش کشیده شد به نامه‌هایی که برای تابان نوشته ب

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۸ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۷۷۶ روز پیش تقدیم شما شده است.
نظر خود را ارسال کنید
برای اینکه بتوانید نظر خود را ارسال کنید، لازم است ابتدا وارد حساب کاربری خود در سایت شوید. همچنین می‌توانید اپلیکیشن «دنیای رمان» را روی گوشی خود نصب کنید و از داخل اپلیکیشن، نظر خود را ثبت کنید.
آخرین نظرات ارسال شده
  • م

    0

    اگه طلاق داده دیگه نامه برای چی میفرسته دیگه دوست داشتن نداشتنش چه فرقی میکنه

    ۲ سال پیش
  • اکرم بانو

    0

    کدوم نامه رومیگید نویسنده؟متوجه نمیشم،فکرمیکردم شمس خودش تابان رو طلاق داده ولی چرا بنظرمیرسه از چیزی خبر نداره

    ۲ سال پیش
  • سارا

    0

    پس این وسط چ جوری طلاق غیابی داده بود 🤔

    ۲ سال پیش
  • فرناز نخعی | نویسنده رمان

    شمس تابان رو غیابی طلاق داده برای همین تو نامه نوشت میترسم اونقدر از من رنجیده باشی که جواب نامه هامو ندی... چیزی که در این پارت متوجه شدید اینه که هنوز تابان رو دوست داره.

    ۲ سال پیش
  • مریم گلی

    0

    حتی بابای شمس سر طلاق غیابی کلی تاکید کرده بود ،پس چطوری شمس اصلا خبر نداره ؟

    ۲ سال پیش
  • فرناز نخعی | نویسنده رمان

    کی گفت خبر نداره؟ میدونه تابان رو غیابی طلاق داده برای همین تو نامه نوشت میترسم اونقدر از من رنجیده باشی که جواب نامه هامو ندی... چیزی که در این پارت متوجه شدید اینه که هنوز تابان رو دوست داره.

    ۲ سال پیش
کپی شد!