قرار ما پشت شالیزار به قلم فرناز نخعی
پارت هشتاد و هشتم :
صدای خرچ گاز زدن سیب آمد و مأمور دوم گفت:
- آره، این جغلههای دزد خوب بلدن کدوم درخت میوهش رسیده. صاف میرن سراغ همون.
- حالا نفری چهارتا سیب رو چطوری بخوریم؟ کاش نصفش رو داده بودی برده بود.
- روش زیاد میشد جلو چشم خودمون دزدی کنه و چیزی نگیم. نترس، اینا دوباره برمیگردن. همچین که چشم ما رو دور ببینن میآن سراغ باغ و مزرعهی مردم. زندگیشون با همین دلهد
مطالعهی این پارت کمتر از ۵ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۸۰۹ روز پیش تقدیم شما شده است.
لطفا صبر کنید...
