پارت سی و سوم :



چرا حس می‌کردم چیزی شده که من نمی‌دونم! چرا جواب هیچ کدوم از سوالاتم رو نداد؟
اصلا انقدر تو شک بودم که ازش نپرسیدم کی بهش گفته من اینجام؟ آخه کسی نمی‌دونست!
با ذهنی به هم ریخته سمت ماشینم رفتم و سوار شدم. خونه که رسیدم شب شده بود. عزیز که خواب بود. امیرم قطعا خوابیده بود.
روی مبل دراز کشیدم و با همون لباس‌های بیرون سعی کردم بخوابم.
هی این ور چرخیدم و اون ور چرخیدم Ø

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۲ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۸۹۰ روز پیش تقدیم شما شده است.

تصویر شخصیت همه شخصیت ها در رمان ماه زخمی همه شخصیت ها
آخرین نظرات ارسال شده
  • الناز

    0

    بابا نکشش بچم تازه عاشق شده

    ۸ ماه پیش
  • روژان کاردان | نویسنده رمان

    🤣🤣عزیز دلممممم

    ۸ ماه پیش
  • روژان کاردان | نویسنده رمان

    «عزیزم به‌خاطر نظرات زیبایی که گذاشتی و حمایتت از هر پارت رمان، از طرف من، برنده‌ی «خوندن رمان مثل تو مثل هیچکس» شدی! ❤️ کافیه اسم رمان رو سرچ کنی و پیام بذاری: «از طرف خانم کاردان هستم» تا کد عضویت رایگان برات فعال بشه. 🌸»

    ۸ ماه پیش
  • الناز

    0

    وایییییی سوپرایز شدم عزیزم😍😍😍😍ممنونم واقعا😘😘😘😘😘نظر لطفته گلم💋❤

    ۸ ماه پیش
  • لیلی

    1

    دَدَم وای جنایی شد😬

    ۲ سال پیش
  • فاطمه

    0

    خیلی عالی بود ❤️❤️❤️❤️

    ۲ سال پیش
  • Aa

    1

    👏⚘🌹

    ۲ سال پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️