تعمیرکار به قلم میلاد سرداری
پارت چهل و یک :
در آن روزها که اوضاع خانه آرام بود و زندگی آقا خشایار در رفتن به مغازه، وقت گذرانی با خانواده و جعفر آقا خلاصه میشد تصمیم گرفتم سیری در گذشتهی او بکنم.
برای من و احتمالا برای شما هم جالب است که بدانیم بار اولی که آقا خشایار توانست چیزی را تعمیر کند کی و چگونه بود. اما بگذارید قبل بازگو کردن این اتفاق چیزی بگویم: شما نمیدانید پیدا کردن یک خاطره در طول زمان در میان انبوهی از خاطرات Ú
مطالعهی این پارت حدودا ۴ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۸۹۰ روز پیش تقدیم شما شده است.

میلاد سرداری | نویسنده رمان
:))
۲ سال پیشاسرا
0آلوبرای لهجه نائین په آقای خشایاراهل نائین ممنون جناب سرداری
۲ سال پیشAa
0👏🌹
۲ سال پیش
میلاد سرداری | نویسنده رمان
🙏🙏🙏
۲ سال پیشمریم گلی
0آی افراسیاب سو استفاده گر ،اول باورنکرد اجاق گاز درست شده ،بعد که دید روشنه ،گفت از صبح باهاش ور رفتیم که درست شده ،یعنی خشایار ،اجاق رو من درست کردم ،ممنونم آقای سرداری
۲ سال پیش
میلاد سرداری | نویسنده رمان
💙🙏😂
۲ سال پیش
لطفا صبر کنید...

بانو
0ای نامرد برادرمنم اینطوری بود من یه کاری میکردم خوب میشد میگفت من کردم😊