سیاهی لشگر به قلم آمنه آبدار (الهه)
پارت صد و سی و چهارم :
- حالا من چیکار کنم؟
با اخم نگام کرد.
- چه بدونم، بخواب زندهش کن!
به یخچال تکیه دادم و دستی به چونهم کشیدم.
پس من نباید این کار رو خیلی محکم میگرفتم.
این کاری که شروع کردم همین مرغهست، اونی که فشارشم داد که من بودم.
در نتیجه نباید فشار روی کار بیارم تا نترکه!
حالا چه غلطی باید بکنم.
- من یه بار دیگه هم خواب دیدم درست در اومد.
- ول کن شاید خواب تو هم چپ بود.
لطفا صبر کنید...

ستی
1طنزش بودنش خیلی خوبه 😂