پارت هفتاد و هشتم :

در طی دو هفته‌ی آینده، پر کارترین روزهای زندگی تانیا رقم خورد. رفت و آمد اقوام و زنده‌نگه‌داشتن یاد مادرش از یک سو؛ و کار شبانه روی پروژه‌ی تمام شدعه‌ی پدر جهت بیرون کشیدن ریز جزئیاتش، آن هم به همراه مهران از سوی دیگر، ریتم زندگی‌اش را به کل دگرگون کرده بود.
به دلیل حساسیت موضوع، تلاشش بر این بود که روزانه تنها در ساعات تنهایی به بررسی دقیق فلش بپردازد و مهران نیز شب‌ها به او سر م

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۵ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۸۴۷ روز پیش تقدیم شما شده است.
آخرین نظرات ارسال شده
  • لادرذد

    0

    رذذنهذرعزعهرنذذنذنه

    ۱ سال پیش
  • ساناز

    0

    💋💋💋

    ۲ سال پیش
  • زهرا رحمانی | نویسنده رمان

    ❤️❤️

    ۲ سال پیش
  • مریم گلی

    1

    الان یعنی مهران عاشق تانیا شده ،چه زود مردها با از دست دادن همسرشون کنار میآن ،واقعا توقع نداشتم اونم از کسی که مجرده و خودشم کماپیش میدونه از آرسین خوشش میاد ممنونم نویسنده جان

    ۲ سال پیش
  • زهرا رحمانی | نویسنده رمان

    مهران دنبال جایگزین می‌گرده یا شاید هم نه! و هدف دیگه‌ای داره😍😂

    ۲ سال پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️