پارت دوازده :


خیالات قشنگش را تماس ویدئویی از جانب شروین بر هم می ریزد.به گوشی نگاه می کند اما هیچ علاقه ای به صحبت با او ندارد.تماس قطع می شود و رگبار پیام است که می آید.جملات عاشقانه ی حال بهم زن تمام صفحه را پر کرده.انقدر برایش جملات ناب فرستاده که ازهرچه ادبیات است منزجر شده.نمی داند چرا شروین را دوست ندارد.حتی اولین بوسه ی او را باحالتی تهوع اور به یاد دارد.شروین وقتی او فقط پانزده سال داشت آواÛ

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۷ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۸۸۵ روز پیش تقدیم شما شده است.
آخرین نظرات ارسال شده
  • *.....*

    3

    اِوا شروین غش کرد یکی کمکش کنه

    ۲ سال پیش
  • سمیه هرمزی | نویسنده رمان

    آخ از شروین حالا با این بشر بیشتر آشنا می‌شید.شخصیتها رو هم بیشتر می‌شناسید

    ۲ سال پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️