پارت صد و چهل و یک :

به وقتِ پنج بعدازظهر.هفت‌ ساعت مانده به دیدار با برسام!

دست‌هایش را در پشت کمرش به یکدیگر گره زده‌بود.مسیر مشخصی را با قدم‌هایش طی می‌کرد.طول مسیر را می‌رفت و برمی‌گشت.
دست‌های عرق کرده‌اش را با شلوارش پاک کرد.به عمل دم و بازدمش کمی سرعت بخشید.انگار از فرط هیجان و استرس نفس کم آورده‌بود! عرق دستانش را با شلوارش پاک کرد.ریه‌هایش را از هوای تازه پر کرد.اما با قلبش چه می‌ت

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۱۴ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۸۳۱ روز پیش تقدیم شما شده است.

نظر خود را ارسال کنید
برای اینکه بتوانید نظر خود را ارسال کنید، لازم است ابتدا وارد حساب کاربری خود در سایت شوید. همچنین می‌توانید اپلیکیشن «دنیای رمان» را روی گوشی خود نصب کنید و از داخل اپلیکیشن، نظر خود را ثبت کنید.
آخرین نظرات ارسال شده
  • اسما

    0

    نیلو با بردیا خصومت شخصی داری؟! بزار بچه ی کام بگیره خوب

    ۵ ماه پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    😅😅😅😅

    ۵ ماه پیش
  • ترنم

    0

    بسم الله الرحمن الرحیم..شروع شد و واقعا این خوشی برا چن دقیقه بود

    ۷ ماه پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    🥲🥲

    ۷ ماه پیش
  • ترنم

    0

    نیلوفررررر این بردیا ی روز خوش هم ندیده بچم ذوق کرد از جواب دلارا..الان ذوقش چن دقیقه هم طول نکشید

    ۷ ماه پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    اره بچه💔🥲😭

    ۷ ماه پیش
  • آزاده دریکوندی

    0

    مود من وقتی داشتم این پارت رو می خوندم: 😍....😧....😍....😧....😍...😧 چون نیلوفر بعد از هر چند جمله ی خوشگل نوشته بود الانه که بدبخت بشن اینا...

    ۲ سال پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    قربونت برم من❤️✨️🫂 خوب منو شناختی😂😁

    ۲ سال پیش
  • Fati

    1

    آقا من واقن دلم واس بردیا میسوزه اهیر برا چی نمیکشه بیرون از دلی

    ۲ سال پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    سلام عزیزم❤️ متاسفانه آهیر تازه تشرییبیف آورده🤦🏻 ♀️😂 در مورد بردیا هم منم دلم براش میسوزه🥺❤️یه ذره هم شانس نداره.

    ۲ سال پیش
  • نیلدا

    0

    من می دونم که هیچ کدومشون رو نمیکشید چون یادمه چندین پارت پیش یه کامنتی گفته بود که آیا سه زوج در کنارهم قرار میگیرند یا نه و شما گفتید در جلد دوم...

    ۲ سال پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    نه عزیزم. من در این باره چیزی نگفتم❤️ احتمالا گفته بودم در جلد دو مشخص میشه😂❤️

    ۲ سال پیش
  • هانیه

    1

    خودم این آهیرو میکشممممم گناه داشتن🥺🥺

    ۲ سال پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    بیا زودتر یه کاااری کن🥲❤️

    ۲ سال پیش
  • نیلدا

    0

    آهیر دم و دستگاه زیاد داره ها نه به روزنامه خوندنش نه به این پهبادا. نگید که آخرین گلوله نصیب دلارا یا بردیا میشه... درکتون میکنم خرداده و تایم امتحانات ولی برای تابستون انتظار زیادی داریما😉

    ۲ سال پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    مهراب تو دم و دستگاه پلیسه...یکم بیشتر از آهیر تو تکنولوژیه😂 مرسییی عزیزدلم.تابستون با کلی پارت مهیج برمیگردیم😍😎شماهم تو امتحانا موفق بااااشی❤️❤️

    ۲ سال پیش
  • فاطمه

    0

    آهیر : من در نمی زنم میام با لگد😶😂

    ۲ سال پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    حق😂👌🏻 ولی این تیکه از آهنگ کلی احساسی بودن پارت رو برد زیر سوال😶❤️

    ۲ سال پیش
  • دلنیا

    0

    یعنییی نیلووو جون میدونستم نمیزاری این بردیا بدبخت دلارا رو ببوسه همه خوشیشون زهر میشه وااای 😭😭😭😭😭بازم رفته بودم تو اوج رمانتیک بازی بردی دقیق زدی تو وسط احساساتشون 😂😂😂😂آی نیلوجون آیییی

    ۲ سال پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    من علاوه براینکه جای حساس تموم میکنم، بردیا هم هربار ناکام میذارم😂😂بچه قشنگ میره تو حس...بنده خدا.دلم سوخت😂💔

    ۲ سال پیش
  • آوا

    1

    یعنی من این آهیرو نفله میکنم مرتیکه وسواسی سوسول معلوم نی این پهپاد رو از کجاش در آورده مرتیکه بوقفقققققققق نیلوفر جونم عالی بود عشقولی ایشالاااااااا برسام پیداش شه🥺❤️

    ۲ سال پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    قربون محبتت آوا جان❤️✨️❤️ البته من از پهپاد منظورم اون کوادکوپتر کوچولو‌هاست که تو فیلما میبینیم😂

    ۲ سال پیش
  • حلما

    2

    ایشالا آهیر تیکه تیکه بشه آخه چراااااا دلم میخواد بمیرمممممم ولی این صحنه رو نمیدیدم😭😭😭😭😭😭😭😭

    ۲ سال پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    دور از جونت عزیز دلممم🥺❤️ یه مدت نبودی.خوش برگشتی😍

    ۲ سال پیش
  • هلنا

    1

    من اهیر رو می کشم🗡️🗡️

    ۲ سال پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    دیگه یکم دیر شد...🥺

    ۲ سال پیش
  • آمینا

    1

    نیلوفر نیلوفر نگو قراره برسام رو بیاری و بردیا رو بگیری؟؟آخ که بردیا دلم برات کبابه.تو اوج خوشی باید خدافظی کنی.آخه ما چجوری یک ماه توی خماری بمونیم تا تو بیای نیلوفر🥲مرسی بابت پارت عزیزم🥰🥰

    ۲ سال پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    قربونت برم عزیزم❤️منم کلی دلم براتون تنگ میشه🥲🫂 نه فعلا بردیا هست.هنوز باهاش کار دارم😁

    ۲ سال پیش
  • ثریا

    2

    تا اینا میان خوش باشن نیلو یه کاری میکنه 🤕🤥😭 این دو تا رو نکشه👀🤷🏻 ♀️🤧

    ۲ سال پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    من بی‌گناهم.جبر روزگاره😁❤️

    ۲ سال پیش
کپی شد!