پارت پنجاه و ششم

زمان ارسال : ۶ روز پیش

معین دست فریال را از زیر میز رها کرد و تنش را عقب کشید. فریال خط نگاه مرد را که دنبال کرد، به پدر و برادرش رسید. داشتند با قدم‌های محکمی از میان میز‌ها عبور می‌کردند و عطا گاهی مکث می‌کرد تا با یک مشتری صحبت کند. فریال آب دهانش را بلعید و از ته قلب آرزو کرد که پدرش، معینِ مهربانش را نرنجاند! با نزدیک شدن عطا هر دو به احترامش بلند شدند. معین به چهره‌ی او کمی خیره ماند... اعتماد به نفس از سر و

607
57,742 تعداد بازدید
3,146 تعداد نظر
58 تعداد پارت

اطلاعیه ها :

آزاده دریکوندی : دیروز

فرگل جانم تولدت مبارک😍💚
ماه ما خردادی های عجیب غریب و چند قطبی هم شروع شد... به به!
فرگل حسینی جانم در مونولوگ نویسی بهترینه! قلم توانمندی داره که رمان تو را در خواب هایم دیدم رو از ایشون خوندیم و حالا پیله ی پروانه رو در بخش آنلاین داره که مثل همیشه قلم بی‌نظیرش جملات زیبایی رو کنار هم ردیف می‌کنه و توی قلبمون می‌شونه🥺💚
فرگل جانم در سال جدید زندگیت قلم تواناتر و ذهن خلاق تری برات می‌خوام تا دستان هنرمندت از قصه‌ها برامون بنویسه😍 تولدت مبارک بندری جان🥰

نظر خود را ارسال کنید
فقط از طریق اپلیکیشن دنیای رمان میتوانید نظر خود را ارسال کنید
آخرین نظرات ارسال شده
  • ایلما

    00

    آزادجون رمان واسه من بالا نمیاد برای همین دیرمیتونم نظربدم الانم اطلاعیه رو ندارم روصفحه 🥺🥺🥺😢😢

    ۴ روز پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    اطلاعیه شاید مهلتش تموم شده بوده و خودکار حذف شده🤔 ولی رمان چطوری برات بالا نیومد؟ پس چجوری درمورد پارت نظر دادی؟😧

    ۳ روز پیش
  • ایلما

    00

    چون بعدن برام بالا اومد بسختی ☹️

    ۳ روز پیش
  • هانا

    00

    دلم واسه معین سوخت آقا معین کیف کردی از اخلاق عطای معروف کم کم مثل ما باهاش آشنا شی عاشقش میشی فرهاد بیچاره امشب بخاطر مرتضی و معین باید تنبیه شه ولی فرهاد میرزا از بس پررو تشریف داره خم ب ابرونمیاره

    ۴ روز پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    واقعا حق گفتی😂 انقدر پروئه که اصلا براش مهم نیست😂 البته دیگه عادت کرده واسه هرچیزی به باباش جواب پس بده🤭

    ۳ روز پیش
  • ایلما

    00

    خدایا عطا چ رفتار زشتی با معین کرد واقعا خجالت کشیدم دلم براش سوخت🥺🥺همیشه عصبی این بشر بااینکه حق داره آینده دخترشه ولی ن اینجوری خیلی شورش و دراورد😐😐🤦 ♀️😒

    ۴ روز پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    واقعا همیشه عصبیه🤦 طفلی معین😩... به هرحال اگه می‌خواد دوماد مظفری‌ها بشه باید از همین الان عادت کنه به برخورد پدر زن

    ۳ روز پیش
  • شاپرک

    00

    عالی ،عالی.مثل همیشه❤️.عاشق دیالوگای عطام😂

    ۵ روز پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    عطا یه بی‌تربیتِ عصبیِ بامزه‌اس🤭

    ۳ روز پیش
  • رویا (فن ...)

    00

    منی که فردا امتحان ریاضی دارم اما به این فکر میکنم که معین قراره چه راه و روشی پیشه کنه تا معادلات عطا به هم بریزه ؟ رسم شکل ؟ محور ؟ یا شایدم جدول تناسب بکشه تا ثابت کنه برای فریال مناسبه ! 😂🤷 ♀

    ۵ روز پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    انتگرال 😩

    ۳ روز پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    عطا غول مرحله آخره😅

    ۳ روز پیش
  • الناز

    00

    دیگه عطا بیش از اندازه در صحبت کردنش با معین زیاده روی میکنه خوب که خودشم عاشق سحر شده و با مادرش جنگیده تا به سحر رسیده

    ۵ روز پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    یه چیزی درمورد آقایون بخوام بهت بگم که همه‌شون عقیده دارن خودشون با همه فرق دارن و بهترینن🙄 الان عطا در نظر خودش، رو دستش نیومده😂

    ۳ روز پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    یه چیزی درمورد آقایون بخوام بهت بگم که همه‌شون عقیده دارن خودشون با همه فرق دارن و بهترینن🙄 الان عطا در نظر خودش، رو دستش نیومده😂

    ۳ روز پیش
  • پرنیا

    00

    آی معین قشنگم🥺🥺 ولی کیف کردی عطاهم تحت تاثیر مظلومیت معین قرار گرفت یا ن 😍 فرهاد واقعا ک بیچارس

    ۶ روز پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    آره قرار گرفت ولی اجازه نداد قرار بگیره🤭😅 خدا می‌دونه معین چند کیلو کم کرد توی این چند دقیقه🥲💔

    ۵ روز پیش
  • آمینا

    00

    بیچاره فرهاد قراره جای فریال هم کتک بخوره. فرهاد امشب دیگه چوب خطت پرشده اون از آوردن مرتضی اونم از دعوت بهویی معین 😅😅جفت پدرسوخته ها😅عطا خیلی جلو معین آبروداری کرد نگفت کره خر🤣🤣مرسی آزاده جونم🥰

    ۶ روز پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    واقعا خیلی تحت فشار بود که نگفت😂 الان می‌ره خونه بهش می‌گه یکمی راه نفسش باز می‌شه🤣🤣

    ۵ روز پیش
  • آمینا

    00

    فریال رو دیده میدونه چقدر احساساتی و مهربون وباذوقِ باکمترین چیزها ذوق میکنه. اتفاقا معین بلدِ دل فریالِ ولی جرئت نمیکنه به عطا بگه وگرنه از خشتک آویزونش میکنه😅😅😅

    ۶ روز پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    🤣🤣🤣🤣 واقعا خدا می‌دونه چه بلایی سرش بیاد... همین الانشم که گفت به دخترت علاقه دارم چشم چرخوند ببینم کسی نگاهشون می‌کنه یا نه... آقای احمدی هر کی هستی،هرچی هستی دمت گرم معین رو نجات دادی🤣

    ۵ روز پیش
  • Prya

    00

    1-خیلی موافقم با حرفاش به هر حال پدره ونگران ۲-تا اینجا که شانسی ندارن حالا شاید معجزه شد اون لا به لا🥲۳-مگه میشه نگفته باشه؟!دیگه فریال در این حدسادس؟! ۴-بیشتر مخالفت میکنه😂😐

    ۶ روز پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    درمورد سومی اونی که توی پرانتز نوشتم سوالی نبود، خبری بود🤭 فریال دلیل جداییش رو می‌دونه. سال گذشته که معین بهش گفت جدا شده... چون به دلش نشسته بود بهش گفت یه مدت باهم باشیم من شناخت پیدا کنم

    ۵ روز پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    کلا به خاطر همین که فریال شناختی داشته باشه معین اوکی داد وگرنه بچه مثبتیه(بود)

    ۵ روز پیش
  • Prya

    00

    ای جااانم جذبهههه ای جانم عطاااا دمش گرم واقعا ینی اگه این کارو نمی کرد که عطا نبود😂😂😂دهن جفتشون سرویسه فرهادو فریال

    ۶ روز پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    واقعا هم اگه این کارو نمی‌کرد عطا نبود🤭 پارت بعدی ببینیم که گوش فرهاد و فریال را بپیچاند این بابا عطا🥸

    ۵ روز پیش
  • فاطی

    00

    به قول ما شیرازیا تو کاتشه (یعنی یه کلکی میخواد سوار کنه)حالا یا بخاطر پول اومده جلو یا....با این آقا عطا بنده خدا معین شانس ندارد من که ناامیدشدم...وای چقدر حرف زدم...ههههههههه

    ۶ روز پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    نه خوب می‌کنی همیشه همینقدر حرف بزن من کامنت بگیرم دمت گرم😂💚

    ۵ روز پیش
  • فاطی

    00

    ولی بازم عطا حق داره چون معین یه کم سنش بالا هست شک بر انگیز شده چون آدم توی سن معین بیشتر عقلانی تصمیم میگیره تا احساسی بخاطر همین عطا باورش نمیشه معین واقعا عاشقه فکر می کنه یه چی به قول ما شیرازیا

    ۶ روز پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    واقعا منم از آقای امینی انتظار ندارم که این همه احساسی داره به قضیه فکر می‌کنه دیگه چه برسه به عطا😂

    ۵ روز پیش
  • فاطی

    00

    آخی دلم واسه معین سوخت طفلکی پسر مردم آب شد...ولی خوب عطا هم پدر هست و دخترشو خیلی دوست داره و پدر و مادرهای ایرانی کلا باید یه دور پدر داماد رو بخاطر حساسیتاشون در بیارن بعد دختر رو بدن بره

    ۶ روز پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    واقعا خیلی خجالت کشید طفلی🥺 این رو باید یادش بمونه که در دفعات بعدی با آمادگی بیشتری بیاد خدمت پدر زن احتمالی آینده😂 یکمی فرهاد پیچ و خم و اسرار باباشو بهش بگه خوب می‌شه😅

    ۵ روز پیش
  • آمینا

    00

    بدبین نه ،پدر ومادران همیشه نگرانن مخصوصا ازدواج بچه ها ولی هیشکی نمیتونه تضمین کنه فلان پسر برای دخترم بیاد خوشبختیش قطعیه ویه مرد بیوه بیاد با اختلاف فرهنگی وفلان و بهمان بدبخت میشه.معین اداواصول..

    ۶ روز پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    همین‌طوره... به هر حال هندونه‌ سر بسته‌اس دیگه... ولی وقتی در ظاهر دلایلی برای احتیاط هست آدم مجبوره احتیاط کنه عطا هم که حسااااااس😅

    ۵ روز پیش
نحوه جستجو :

جهت پیدا کردن رمان مورد نظر خود کافیه که قسمتی از نام رمان ، نام نویسنده و یا کلمه ای که در خلاصه رمان به خاطر دارید را وارد کنید و روی دکمه جستجو ضربه بزنید.

شما هیچ پیامی ندارید