پارت پنجاه و ششم :

معین دست فریال را از زیر میز رها کرد و تنش را عقب کشید. فریال خط نگاه مرد را که دنبال کرد، به پدر و برادرش رسید. داشتند با قدم‌های محکمی از میان میز‌ها عبور می‌کردند و عطا گاهی مکث می‌کرد تا با یک مشتری صحبت کند. فریال آب دهانش را بلعید و از ته قلب آرزو کرد که پدرش، معینِ مهربانش را نرنجاند! با نزدیک شدن عطا هر دو به احترامش بلند شدند. معین به چهره‌ی او کمی خیره ماند... اعتماد به نفس از سر و

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۱۶ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۸۴۶ روز پیش تقدیم شما شده است.

آخرین نظرات ارسال شده
  • فاطی

    0

    آخه من موندم طرف معینو بگیرم یا عطا چیکار کنمممم😅😰😥

    ۲ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    توی رمانای من همه حق دارن🤭

    ۲ سال پیش
  • Kosar

    0

    طفلی معین🥲ولی آدم وقتی خودشو جای عطا هم میزاره حق داره اون هم یجورایی😪

    ۲ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    توی رمان‌های من ۹۰ درصد همه حق دارن😂

    ۲ سال پیش
  • فاطمه ❤️

    1

    عطا واقعاً حق داره که درباره آینده دخترش حساس باشه ولی معین هم خیلی گناه داره 💜🌟💜🌟

    ۲ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    چه می‌دونه که معین چقدر آقاست 😍

    ۲ سال پیش
  • زهرا

    0

    عالی واقعاً قلم قوی دارین آزاده جون هر سه. رمانتونم قشنگن میگم سه تا چون تازه دارم رماناتونو میخونم و دوس دارم رمانایه دیگتونم بخونم عالی خسته نباشی

    ۲ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    ممنونم از همراهیت عزیزم😍می‌دونم که مونالیزا و فکر کنم دومینو رو می‌خونی ولی اون یکی رمان رو نمی‌دونم؟! همراهیت همیشگی🤩

    ۲ سال پیش
  • Roghayyeh

    0

    ای جاااان ابهت😍به نظر من که عطا کاملا حق داره

    ۲ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    آره حق داره خیلی هم حق داره و معین هم طفلی بد جایی عاشقه🥺

    ۲ سال پیش
  • نیلوفر سامانی

    0

    بیچاره فرهاد هم باید به خاطر فریال حرف بشنوه هم مرتضی😂 البته معین طفلی هم گناه داشت🥲💔

    ۲ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    وی همواره دیوار کوتاه پدر خویش می‌باشد😅

    ۲ سال پیش
  • منیر

    0

    بیچاره معین، چقدر دلم براش سوخت. تخم جن🤣🤣

    ۲ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    معین خیلی گناه داشت این پارت... کلی خجالت کشید🥲 عطای بی ادب🙈

    ۲ سال پیش
  • Zahra

    0

    خب من واقعا به عطا حق میدم معین خیلی اشتباه کرده هم درمورد نگفتن طلاق هم اینکه زودتر میومد با عطا صحبت میکرد خیر سرش چهل سالشه باید با تجربه تر رفتار میکردنباید به حرف فریال گوش میکرد

    ۲ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    خیلی اشتباه کرده💔💔 به خاطر همینم عطا مدام بهش گفت تو محتاط نیستی😩 و واقعا نظر خودمم اینه که نیست 🥺 می‌دونی؟ عشق آدم رو کور می‌کنه سن و سال هم نمی‌شناسه

    ۲ سال پیش
  • ایلما

    0

    آزادجون رمان واسه من بالا نمیاد برای همین دیرمیتونم نظربدم الانم اطلاعیه رو ندارم روصفحه 🥺🥺🥺😢😢

    ۲ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    اطلاعیه شاید مهلتش تموم شده بوده و خودکار حذف شده🤔 ولی رمان چطوری برات بالا نیومد؟ پس چجوری درمورد پارت نظر دادی؟😧

    ۲ سال پیش
  • ایلما

    0

    چون بعدن برام بالا اومد بسختی ☹️

    ۲ سال پیش
  • هانا

    0

    دلم واسه معین سوخت آقا معین کیف کردی از اخلاق عطای معروف کم کم مثل ما باهاش آشنا شی عاشقش میشی فرهاد بیچاره امشب بخاطر مرتضی و معین باید تنبیه شه ولی فرهاد میرزا از بس پررو تشریف داره خم ب ابرونمیاره

    ۲ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    واقعا حق گفتی😂 انقدر پروئه که اصلا براش مهم نیست😂 البته دیگه عادت کرده واسه هرچیزی به باباش جواب پس بده🤭

    ۲ سال پیش
  • ایلما

    0

    خدایا عطا چ رفتار زشتی با معین کرد واقعا خجالت کشیدم دلم براش سوخت🥺🥺همیشه عصبی این بشر بااینکه حق داره آینده دخترشه ولی ن اینجوری خیلی شورش و دراورد😐😐🤦 ♀️😒

    ۲ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    واقعا همیشه عصبیه🤦 طفلی معین😩... به هرحال اگه می‌خواد دوماد مظفری‌ها بشه باید از همین الان عادت کنه به برخورد پدر زن

    ۲ سال پیش
  • شاپرک

    0

    عالی ،عالی.مثل همیشه❤️.عاشق دیالوگای عطام😂

    ۲ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    عطا یه بی‌تربیتِ عصبیِ بامزه‌اس🤭

    ۲ سال پیش
  • رویا (فن ...)

    0

    منی که فردا امتحان ریاضی دارم اما به این فکر میکنم که معین قراره چه راه و روشی پیشه کنه تا معادلات عطا به هم بریزه ؟ رسم شکل ؟ محور ؟ یا شایدم جدول تناسب بکشه تا ثابت کنه برای فریال مناسبه ! 😂🤷 ♀

    ۲ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    انتگرال 😩

    ۲ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    عطا غول مرحله آخره😅

    ۲ سال پیش
  • الناز

    0

    دیگه عطا بیش از اندازه در صحبت کردنش با معین زیاده روی میکنه خوب که خودشم عاشق سحر شده و با مادرش جنگیده تا به سحر رسیده

    ۲ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    یه چیزی درمورد آقایون بخوام بهت بگم که همه‌شون عقیده دارن خودشون با همه فرق دارن و بهترینن🙄 الان عطا در نظر خودش، رو دستش نیومده😂

    ۲ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    یه چیزی درمورد آقایون بخوام بهت بگم که همه‌شون عقیده دارن خودشون با همه فرق دارن و بهترینن🙄 الان عطا در نظر خودش، رو دستش نیومده😂

    ۲ سال پیش
  • پرنیا

    0

    آی معین قشنگم🥺🥺 ولی کیف کردی عطاهم تحت تاثیر مظلومیت معین قرار گرفت یا ن 😍 فرهاد واقعا ک بیچارس

    ۲ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    آره قرار گرفت ولی اجازه نداد قرار بگیره🤭😅 خدا می‌دونه معین چند کیلو کم کرد توی این چند دقیقه🥲💔

    ۲ سال پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️