تو نشانم بده راه به قلم فاطمه اصغری
پارت صد و هشتاد و یک :
تبلتم را جلوی هلن میگذارم تا کلیپی را که آماده کردهام ببیند و نظرش را بگوید. نگاهی سرسری به کلیپ انداخته و با گفتن "خوب شده" دوباره سر گوشیاش بر میگردد. از همان جا که نشستهام تنم را به سمتش دراز میکنم و گوشی را از دستش بیرون میکشم.
- بسه دیگه! سه ساعته چی داری مینویسی؟
با صورتی ناراضی نگاهم میکند.
- همایونه. الان جوابشو ندم فکر میکنه کم آوردم.
گوشی را پسش می
مطالعهی این پارت حدودا ۷ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۸۵۱ روز پیش تقدیم شما شده است.

فاطمه اصغری | نویسنده رمان
سلام عزیزم. حجم پارتها کم نشدخ.🤔
۲ سال پیشZahra.s
2عالی
۲ سال پیش
فاطمه اصغری | نویسنده رمان
نگاهتون قشنگه.🥰
۲ سال پیشهل تو چای
0هلن و همایون🤤کاش اینام یه داستان جداگونه داشتن واسه خودشون🥲
۲ سال پیش
فاطمه اصغری | نویسنده رمان
😁😁❤️
۲ سال پیشدلنیا
3عالی❤
۲ سال پیشAa
2👏🌹
۲ سال پیش
لطفا صبر کنید...

فائزه سادات
5عاای عزیزم ،ولی جدیدا پارتها خیلی کوتاه شده تامیای بری تو دل رمان تموم میشه 🥲🥲