تو نشانم بده راه به قلم فاطمه اصغری
پارت صد و هشتاد :
دلش میخواهد خودش ساکت بماند اما آوا با این صدای خمار برایش حرف بزند. میداند بیدار نگه داشتن او وقتی که باید صبح زود بیدار شده و سر کار برود صورت خوشی ندارد، اما دست خودش نیست. نمیخواهد گوشی را قطع کند.
- تو خسته نباشی. من که از مهمونی دارم برمیگردم خسته نیستم.
- خوش به حالت. من رسیدم خونه خوابیدم.
- این چند روز فشار کاری رو بیشتر کردی. خودتم پا به پای بقیه کار میکنی.
- خ
مطالعهی این پارت حدودا ۴ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۸۵۲ روز پیش تقدیم شما شده است.
یانا
3این صدرا میخواد مسافرت بره با آوا ، ای بابا اول بیا برو خواستگاری میخوام از دست صدرا سر خودمو بزنم دیوار والا
۲ سال پیش
فاطمه اصغری | نویسنده رمان
😅😅🌺
۲ سال پیشاسرا
2اواسیگنالش چقدرضعیف یااینکه نمیخادباورکنه صدرادوستش بداره ممنون خانمی😘
۲ سال پیش
فاطمه اصغری | نویسنده رمان
فهمیده. میخواد فرار کنه از این حس.❤️
۲ سال پیشآلما
0لطفا تعدادپارت ها یا طول پارت هارو زیاد کنین
۲ سال پیش
فاطمه اصغری | نویسنده رمان
حجم پارتها سه برابر حجم استاندارده.
۲ سال پیشمرجان
1رفتار صدرا از روز اولی که آوا برای بازسازی اتاق کار همایون اومده، فوق العاده تابلوهست و بارها نشون داده به چیزی فراتر از یه دوستی ساده فکر می کنه،چرا آوا آنقدر دیر گیر شده،شایدم داره خودشو گول می زنه
۲ سال پیش
فاطمه اصغری | نویسنده رمان
آوا پر از ترسه و مدام داره خودش رو سانسور میکنه.
۲ سال پیشستاره
0ای جانم چقدقشنگ ومتینن این دوتا،یادایامی افتادم بسی زیبا🤩🩵💚😍🥰
۲ سال پیش
فاطمه اصغری | نویسنده رمان
دلتون سبز🌺🥰
۲ سال پیشZahra.s
0😈😈😈
۲ سال پیش
فاطمه اصغری | نویسنده رمان
❤️❤️
۲ سال پیشAa
1👏😉🌹
۲ سال پیش
فاطمه اصغری | نویسنده رمان
🥰🥰
۲ سال پیشفاطمه
3عزیز چرا اینقدر پارت کم شده من دیگه یواش یواش دارم دیونه میشم
۲ سال پیش
فاطمه اصغری | نویسنده رمان
کم؟؟!
۲ سال پیش
لطفا صبر کنید...

سیتا
3صدای آوا معلوم نیست موقه ای که خوابش میاد چطوری هست که هم سمیر خوشش میومد هم صدرا 🤔