پارت صد و پنجم :

- من فقط نگران از دست رفتن زمانم آقای نیکنام!
- بهتون اطمینان می‌دم نگرانیتون بی‌مورده.
وینسان معاون آلفرد:
- قربان؛ بیاین تو این مورد به سام اعتماد کنیم. متوجهید که تا قبل از ورودشون به گروه بی‌نقصترین نقشه‌های عملیاتی متعلق به ایشون بود.
آلفرد ریز چشم از وینسان گرفت.
عینک گرد نقره‌ای رنگش و از رو چشمای عسلی چروکیدش تکونی داد. چینی به بینی انداخت و با همون میمیک متفک

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۳ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۸۹۷ روز پیش تقدیم شما شده است.

نظر خود را ارسال کنید
برای اینکه بتوانید نظر خود را ارسال کنید، لازم است ابتدا وارد حساب کاربری خود در سایت شوید. همچنین می‌توانید اپلیکیشن «دنیای رمان» را روی گوشی خود نصب کنید و از داخل اپلیکیشن، نظر خود را ثبت کنید.
آخرین نظرات ارسال شده
  • آمینا

    0

    💞

    ۲ سال پیش
  • سیتا

    0

    خوب بود فصل آخر جلد دوم یعنی باز هم ادامه داره رمان بعد این فصل

    ۲ سال پیش
نحوه جستجو :

جهت پیدا کردن رمان مورد نظر خود کافیه که قسمتی از نام رمان ، نام نویسنده و یا کلمه ای که در خلاصه رمان به خاطر دارید را وارد کنید و روی دکمه جستجو ضربه بزنید.

کپی شد!