پارت صد و چهارم :

- کافیه؛ مایک، صبح فردا تو جلسه می‌بینمت!
- قربان من تو اتاق رئیس کوچیک هستم. منتظرتون می‌مونم.
با تکون دادن سری و زمزمه "شب خوش" کوتاهی در و پشت سرش بست!
شونه‌های رخشا رو گرفتم:
- بریم آرایشت و پاک کنیم فسقلی. با این پوست روشن اصلا شبیه خودت نیستی.
لبخند دلبری بهم تحویل داد:
- انتظار نداشتم مایک همچین شخصیت خاصی داشته باشه.
تو در آوردن گیره‌های مویی ریز توی سرش به

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۲ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۸۹۸ روز پیش تقدیم شما شده است.

نظر خود را ارسال کنید
برای اینکه بتوانید نظر خود را ارسال کنید، لازم است ابتدا وارد حساب کاربری خود در سایت شوید. همچنین می‌توانید اپلیکیشن «دنیای رمان» را روی گوشی خود نصب کنید و از داخل اپلیکیشن، نظر خود را ثبت کنید.
آخرین نظرات ارسال شده
  • Sara

    0

    پسرم میبینم که رِ به رِ دوش بگیریم راه انداختی🫠💦

    ۴ ماه پیش
  • سیتا

    0

    دیگه لطفا بین پارت ها اینقدر فاصله نندازین

    ۲ سال پیش
  • آمینا

    2

    سلام.وای مرسی که بعداز چندین ماه پارت گذاشتین دلم تنگ شده بود واقعا😍😍😍🤩🤩خوبه یه *** رفتن دوتایی چجوری سام دوری رخشا رو تحمل کرده😅😅

    ۲ سال پیش
نحوه جستجو :

جهت پیدا کردن رمان مورد نظر خود کافیه که قسمتی از نام رمان ، نام نویسنده و یا کلمه ای که در خلاصه رمان به خاطر دارید را وارد کنید و روی دکمه جستجو ضربه بزنید.

کپی شد!