تعمیرکار به قلم میلاد سرداری
پارت سی و چهارم :
بعدا فهمیدم که ارغوان نوهی دختری آقا خشایار هفت و نیم ساله است. آقا خشایار تقریبا هرسال ملاقاتهایی کوتاه با او داشت. ملاقاتهایی نه چندان گرم و فقط از سر رفع مسئولیت، در معدود دفعاتی که هاله به همراه همسرش به خانه آقا او میآمدند. همانطور که میدانید آقا خشایار در این مواقع در خانه نمیماند. زهره خانم اما با تمام توانش تلاش میکرد رابطه نوه و پدربزرگ را هر چند سرد و غیرصمیمانه زن
مطالعهی این پارت حدودا ۴ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۸۹۹ روز پیش تقدیم شما شده است.

لطفا صبر کنید...

یه آدم بدبخت
0فکنم رفته برا ارغوان چیزای خوشمزه بگیره مثل آمینه فک میکنم