پایلوت به قلم سمیرا حسن زاده
پارت بیست و سوم :
- سلام. کجایی پس، من که زودتر از تو رسیدم.
با شرمندگی پاسخ دادم.
- باور کن تو ترافیک بدی گیر افتادم.
اشاره به نازی کردم.
- دیگه خیالم از جانبت راحت بود و میدونستم با وجود نازی احساس غریبی نمیکنی.
در تایید حرفم لبخندی زد و در همین حین کوروش که با بقیه حال و احوال پرسی کرده بود کنارم با فاصله ایستاد.
سر به زیر و آقا منشانه در سلام دادن به سوگند پیش قدم شد.
- سلام، خوش
مطالعهی این پارت حدودا ۲ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۸۲۷ روز پیش تقدیم شما شده است.
لطفا صبر کنید...
