تعمیرکار به قلم میلاد سرداری
پارت سی و سوم :
کمی دیرتر از معمول و در ساعت هشت به خانه رفت و شام خورد. تمام شبکهها ویژه برنامهی تحویل سال پخش میکردند، از بد ماجرا بازی ای هم برای تماشا وجود نداشت. در نهایت تلوزیون را خاموش کرد و روی مبل دو نفره لم داد و بعد به جای خالی زهره خانم، نزدیک بخاری و جلوی دار قالی خیره شد. بعد سراغ گوشی اش رفت و مثل همیشه ویدئوهایی از کودکان و حیوانات دید و کمی وقت گذراند. پس از مکالمهای کوتاه با زهره Ø
مطالعهی این پارت حدودا ۴ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۹۰۰ روز پیش تقدیم شما شده است.

لطفا صبر کنید...

مومنی
0آخی.احساساتی شد.چه خوبه آدم بتونه حس هاش رو بروز بده