سودا به قلم آزاده انصاری
پارت نوزده :
فصل دهم
از زبان آراز
خسته و کوفته از سر کار برگشتم خونه... دلم میخواست یکمی خوش بگذرونم ولی دیشب بدجوری به تیپ و تاپ طناز زده بودم... میدونستم تا چند روز مثلا قهر میکنه تا من نازش رو بخرم ولی من مغرورتر از این حرفا بودم... خودشم خوب میدنست که اگه اون نباشه، میرم سراغ یکی دیگه بخاطر همین بعد از دو سه روز دوباره سر و کله اش پیدا میشد... انصافا از حق نگذرم، طناز واقعا جذاب و لوند بود و خوب ب
مطالعهی این پارت کمتر از ۱۹ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۴۰۱ روز پیش تقدیم شما شده است.
اگه از رمان خوشت اومده اونو لایک کن.