آواز صبح مشرقی به قلم دیبا کاف
پارت هفده :
ابرو بالا انداختم و موهام رو پشت گوشم فرستادم.
- آبروت که حفظ میشه به شرط اینکه یکم پول بهم بدی.
پوزخندی زد و چشماش رو ریز کرد.
- واسه چی باید بهت پول مفت بدم؟
- واسه حفظ آبروت… این پول رو به من میدی که بتونم یه جایی واسه خودم بگیرم و توش زندگی کنم
- تو میخوای آبروی من رو ببری بچه؟
- آره من چیه؟ بهم نمیاد؟
- برو هر غلطی دلت میخواد کن… ببینم چه جوری قراره آبروی چندین و چند
لطفا صبر کنید...
