هدف سخت به قلم زهرا رحمانی
پارت پنجاه و نهم :
یک هفتهای از اقامتش در آن خانه میگذشت. خانهای قدیمی، کوچک و تمیز بود و تقریبا تمام امکانات لازم را داشت. یخچال پر از مواد غذایی بود و روزها وقتش را به آشپزی میگذراند. شبها هم گاها تا نزدیک سحر، از کتابها و مجلات اندک موجود در کتابخانهی قدیمی اتاق، مطالعه میکرد.
روزی که پا به آنجا گذاشته بود، خیال نمیکرد بتواند حتی یک ساعت هم دوام بیاورد؛ اما اکنون... با گذشت حدود هفت رو
مطالعهی این پارت حدودا ۴ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۷۹۷ روز پیش تقدیم شما شده است.

لطفا صبر کنید...

سارا
0من الان بین ارسی و مهران موندم ک😂🫠