پارت هفتم :

فصل 3

پشت میز نشسته دست زیر چانه نهاده غرق در خاطراتم با مادر خوانده‌‌ی عزیزم بودم که صدای دخترانه‌ای از رو به رو شنیدم:

ـ خانم طلوعی!

سرم را بالا بردم و چشمم به ملینا زبان‌آموز هفده ساله‌ی آموزشگاه افتاد. ابروانم بالا رفتند و پر ...

در حال بارگذاری ادامه‌ی پارت هستیم. مشاهده ادامه‌ی پارت به خاطر طولانی بودن ممکن است کمی زمان ببرد.

لطفا کمی صبر کنید ...

با تشکر از صبر و شکیبایی شما

کپی شد!