پارت صد و سوم :
مایک قدمی بهم نزدیک شد:
- اشتباه نکنید خانوم؛ مسئول محافظت از شما هم منم! قربان و خانومشون واسه من یه نفرن.
رخشا اخم ملیحی به چهره نشوند و دست به سینه زیرچشمی نگام کرد:
- یکم عجیبه؛ انگار سام خیلی دوستت داره چون اگر این حرف از دهن هرکس دیگهای میپرید سام کفری میشد. معمولا برام حساسه.
مایک:
- شاید این به همینخاطره که من همجن... .
- مایک لازمه زندگینامت رو واسه همه ت
مطالعهی این پارت کمتر از ۳ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۹۵۴ روز پیش تقدیم شما شده است.
mahdieh
0سلام ببخشید نویسنده لطفا بیاین پارت های جدید هم ارسال کنید ما دیگه یادمون داره میره اولش چی بوده یا هم بیاین دلیل تاخیر رو بگین تا بدونیم مثل دفع قبل نشه خواهشن بعد دوماه امدید دلیل تاخیر رو گفتید
۳ سال پیشzahra
2نویسنده کجاییییییی
۳ سال پیشمریم
2زودتر پارت بزارید الان ۱۶ روزه ک نزاشتین
۳ سال پیشسیتا
2نویسنده کجایی چرا این کار رو با خواننده ها رمان تون میکنید پارت گذاری درست انجام نمیشه چراااااااااااااا
۳ سال پیشزهرا
1بازهم که روز هایی که گفتین پارت نمیزارین چرا نظم و ترتیب نداره پارت گذاری تون
۳ سال پیشS/M
2خیلی ممنون از پارت گذاری مرتبتون😑😐
۳ سال پیشاسمان
3رمان خوبی هست اما پارت گذاریش دیر می زارن وادم رو از خواندنش دل زده میکنه
۳ سال پیشآمینا
3سلام خسته نباشید حداقل روزهایی که مشخص کردین پارت بذارین مرسی
۳ سال پیشآمینا
1بیچاره رخشا هنگ کرد🙃🙃
۳ سال پیش
لطفا صبر کنید...
Zahra
0🙂