جوخه بیوه ها به قلم حدیث افشارمهر
پارت صد و چهارده :
و بوسه ای روی شقیقه ام نشوند. بیشعور می دونستم منظورش از این جمله چی بود.
یکم خودمو شل کردم و با زرنگی گفتم:
-دلت تنگ شده؟
سرش رو به شقیقه ام محکم چسبوند و با چشم هایی نیمه بسته زمزمه کرد:
-آخ اگه بدونی چقدر دلم برات تنگ شده.
شل کرده بود و من هم همینو می خواستم پام رو آروم عقب بردم پشت ساق پاش انداختم دستام رو هم با جای دستای خودش جا به جا کردم و با یک حرکت اون رو چسبوندم به
مطالعهی این پارت حدودا ۳ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۸۱۹ روز پیش تقدیم شما شده است.
محیا
2جیسونو بدین من برم
۲ سال پیشZarnaz
2چه عاشقانههههه باحالیییی منم میخوامممم😁😛😍
۲ سال پیش
حدیث افشارمهر | نویسنده رمان
😂😂😂
۲ سال پیشAa
1مثل همیشه عالی👏👏👏⚘
۲ سال پیشفاطمه
1اریکا زرنگ از عشق استفاده کرد ولی نمی دونست جیسون همیشه موش کوچولو ش میگیر نمیزار به آسونی فرار کنه🐭 حالا هم که تو ماشین هستن برن برای حل مسئله 🚘 تا پارات بعد چی پیش میاد بی صبرانه منتظرم 😉
۲ سال پیشZarnaz
1بالاخره دزدیش یه جای به درد خورد😁🤣🤪💃حالا یاروم بیا دل دارم بیا دل به تو دادم میمیرم برات 😛😛
۲ سال پیشBaran
2اوه اوه هم اکنون منتظر فدا ام ببینم به صحنه های دلخواهمون میرسیم یانه 🔥😎😈
۲ سال پیشfate
2وایییییی کجا میرننننن
۲ سال پیشاسرا
1نه اون قرارچکارکن هی دختراصدامیزنی ولی عالیه بدون ماسک آمدچیسون آخرهم که گفت عالیه
۲ سال پیشآیلین
1اریکا رو برد ؟ به همین راحتی ؟ 😳 چه خفن خیلی مشتاقم عکس العمل اریکا رو بعد شنیدن حقیقت ببینم 😁 مرسی بابت پارت جذابت حدیث 😉😍
۲ سال پیش
حدیث افشارمهر | نویسنده رمان
😂اره جیسون دزده
۲ سال پیشنری
1خب اریکا دیگه گیر افتادی حالا مثل آدم بشین بزار برات توضیح بده *** نباش
۲ سال پیش
حدیث افشارمهر | نویسنده رمان
😂😂😂
۲ سال پیشآمینا
2ببین اریکا الان دیگه گریزی نیست .بذار طرف حرف بزنه هی مثل یابو جفتک ننداز دختر خوب تو هم حرفاتو بزن.اگه راضی نشدی خودش ولت میکنه
۲ سال پیش
حدیث افشارمهر | نویسنده رمان
یجوری حرف میزنین فکر میکنم اریکا جلوتونه😂😂😂👌🏻
۲ سال پیشآمینا
1خوب قلمت خوبه ما هم تصویرسازیمون قویه😅😅البته اینارو غیرمستقیم به خودت میگیم دیگه😅🤣
۲ سال پیش
حدیث افشارمهر | نویسنده رمان
به حضورشون میرسونم😂
۲ سال پیشطراوت
1ای خداااااا من چجوری تحمل کنم میرم دو هفته دیگه میام🚶🏻 ♀️
۲ سال پیش
حدیث افشارمهر | نویسنده رمان
😂😂از این خبرا نیست
۲ سال پیشسیتا
1اریکا رو برداشت رفت هیچ *** نفهمید
۲ سال پیش
حدیث افشارمهر | نویسنده رمان
جیسون دزده
۲ سال پیش
لطفا صبر کنید...

شکار قلمرو لرد
3عهههه پسرمون چشم طوسیهههه😂