پارت صد و نود و چهارم :

دایره‌‌های سیاه چشم زن به‌رقص درآمد. سفیدی آن تر شد و دلواپس لب زد:
_ من، خب من یه‌بار...
طاهر اما پلک‌ روی هم گذاشت. پر از درد. دندان‌هایش را بهم فشرد و رگ‌ غیرت کنار پیشانیش را به نمایش گذاشت. گویی تا ته حرف او را خوانده بود و دیگر میلی به‌شنیدن ادامه‌ی آن نداشت. ماه‌صنم اما آهسته دستی به بازوی او کشید و دلواپس ادامه داد:
_ اگه... اگه دیگه نتونم بچه‌دار...
_ بخواب ماه‌صنم.

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۵ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۸۰۴ روز پیش تقدیم شما شده است.
نظر خود را ارسال کنید
برای اینکه بتوانید نظر خود را ارسال کنید، لازم است ابتدا وارد حساب کاربری خود در سایت شوید. همچنین می‌توانید اپلیکیشن «دنیای رمان» را روی گوشی خود نصب کنید و از داخل اپلیکیشن، نظر خود را ثبت کنید.
آخرین نظرات ارسال شده
هنوز هیچ نظری برای این پارت ثبت نشده است. اولین نفری باشید که نظر خودتون رو در مورد این پارت ارسال میکنید
کپی شد!