پارت صد و هشتاد و نهم :

_ پیشنهاد عمو بعد از رفتن تو به‌خونه‌ی نظام بود‌. کتمان نمی‌کنم که قبل از اونم هوای رفتن تو سرم بود. دوست داشتم ولی در توانم نبود‌‌.
برگشت. نیم نگاهی به عقب سرش انداخت و ادامه داد:
_ تو که پشت پا زدی به همه چی‌و به جاوید بله دادی دلم شکست. خواستم بشینم گوشه‌ی خونه قید همین دو تا کلاسم بزنم که پیشنهاد عمو زندگیم‌و زیر و رو کرد.
_ قبول کردی. دیدی بهتر از صنم گیرت اومده گفتی...

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۵ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۸۰۹ روز پیش تقدیم شما شده است.
نظر خود را ارسال کنید
برای اینکه بتوانید نظر خود را ارسال کنید، لازم است ابتدا وارد حساب کاربری خود در سایت شوید. همچنین می‌توانید اپلیکیشن «دنیای رمان» را روی گوشی خود نصب کنید و از داخل اپلیکیشن، نظر خود را ثبت کنید.
آخرین نظرات ارسال شده
هنوز هیچ نظری برای این پارت ثبت نشده است. اولین نفری باشید که نظر خودتون رو در مورد این پارت ارسال میکنید
کپی شد!