پارت صد و هشتاد و هفتم :

_ پاشو برو به زنت بگو دیدار به‌قیامت. بگو اگه دختر ارباب حسینی که صبر می‌کنی تا اون روز. بگو صنم گفت پنج سال من درد کشیدم دو روزم تو. بگو اون روزی که سفید بختی دخترش‌و با سیاه‌بختی یکی دیگه مهر کرد باید فکر امروزش‌و می‌کرد.
_ باز که تندی شدی دختر؟ بشین هنوز حرف دارم برات.
_ شرمنده، گوشم پر از حرفای صدمن یه‌غازی که از سر شکم سیری می‌زنن بیرون. می‌رم که تک و تنها تو خونه‌ی خودت است

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۵ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۷۶۵ روز پیش تقدیم شما شده است.
نظر خود را ارسال کنید
برای اینکه بتوانید نظر خود را ارسال کنید، لازم است ابتدا وارد حساب کاربری خود در سایت شوید. همچنین می‌توانید اپلیکیشن «دنیای رمان» را روی گوشی خود نصب کنید و از داخل اپلیکیشن، نظر خود را ثبت کنید.
آخرین نظرات ارسال شده
هنوز هیچ نظری برای این پارت ثبت نشده است. اولین نفری باشید که نظر خودتون رو در مورد این پارت ارسال میکنید
نحوه جستجو :

جهت پیدا کردن رمان مورد نظر خود کافیه که قسمتی از نام رمان ، نام نویسنده و یا کلمه ای که در خلاصه رمان به خاطر دارید را وارد کنید و روی دکمه جستجو ضربه بزنید.

کپی شد!