پارت صد و هشتاد و سوم :

آه کشید‌. آهی که از اعماق وجودش بیرون می‌زد و بار سنگینی را از روی قفسه‌ی سینه‌اش برمی‌داشت. همه چیز خوب بود. الا مابین او با پسر طاهر. انگار قرار هم نبود به‌این زودی‌ها خوب شود. کوه می‌خواست که مقابل این حجم از لجاجت و بدقلقی بایستد و دوام بیاورد. او که دیگر انسان بود و به‌تازگی یک گذشته‌ی پر از درد را از سر هم گذرانده بود.
پلک‌هایش را به‌روی زیبایی خیره کننده‌ی حیاط بست و بازه

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۵ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۸۱۵ روز پیش تقدیم شما شده است.
نظر خود را ارسال کنید
برای اینکه بتوانید نظر خود را ارسال کنید، لازم است ابتدا وارد حساب کاربری خود در سایت شوید. همچنین می‌توانید اپلیکیشن «دنیای رمان» را روی گوشی خود نصب کنید و از داخل اپلیکیشن، نظر خود را ثبت کنید.
آخرین نظرات ارسال شده
هنوز هیچ نظری برای این پارت ثبت نشده است. اولین نفری باشید که نظر خودتون رو در مورد این پارت ارسال میکنید
کپی شد!