اقبال به قلم مریم السادات نیکنام
پارت صد و هفتاد و هفتم :
در ازایش ماهصنم پنجسال از عمر گرانبهایش را صرف جنگیدن و دهنبهدهن گذاشتن با آدمهای خانهی نظام، و درس آدمکشی و سلطه گرفته بود. کینه و عقده تنها مکتبی بود که از دیوارهای نفرین شدهی آن خانه بالا میرفت. بهحال خودش تاسف خورد. برگشت. با افسوس زیاد سرش را پایین انداخت و پدر و پسر را به حال خودشان گذاشت.
ناغافل بغضش گرفته بود. طاهر دنیادیده و اهل کمالات بود. حرف و سخنش نزد ریز
لطفا صبر کنید...
