پارت صد و هفتاد

زمان ارسال : ۶ روز پیش

ماه‌صنم سرش را به تایید تکان داد و نگاه از او گرفت‌. چرخید. گوشه‌های چادرش را بین پنجه‌هایش گرفت و پشت به‌ او پربغض ادامه داد:
_ اونی که من دیدم آدم التماس کردن نیست. هربار که اومدم خونه‌ی آقام‌و گفتم که دیگه برنمی‌گردم، نه خودش اومد و نه واسطه فرستاد. اون صبورتر از منه. همیشه می‌دونه تهش چی می‌خواد بشه.
برگشت. با حفظ همان تلخند و بغض نگاهی به او انداخت و گفت:
_ صبر می‌کنه،

128
32,714 تعداد بازدید
57 تعداد نظر
175 تعداد پارت
نظر خود را ارسال کنید
فقط از طریق اپلیکیشن دنیای رمان میتوانید نظر خود را ارسال کنید
آخرین نظرات ارسال شده
هنوز هیچ نظری برای این پارت ثبت نشده است. اولین نفری باشید که نظر خودتون رو در مورد این پارت ارسال میکنید
نحوه جستجو :

جهت پیدا کردن رمان مورد نظر خود کافیه که قسمتی از نام رمان ، نام نویسنده و یا کلمه ای که در خلاصه رمان به خاطر دارید را وارد کنید و روی دکمه جستجو ضربه بزنید.

شما هیچ پیامی ندارید