پارت صد و شصت و ششم :

حالش خوب بود. حداقل بهتر از لحظه‌ای بود که فکر می‌کرد دیگر خاطرات را در اختیار ندارد. سینی صبحانه را کنار دستش گذاشت و چهارزانو، با همان موهای نم‌دار روی تخت نشست. ته دلش رمق داشت و شکمش سیر بود. و اکنون زمان آن بود که به ادامه‌ی این زندگی پرمخاطره بپردازد.
با اشتیاق برگه‌ها را ورق زد و یکی‌یکی کنار پایش گذاشت. خدا را شکر کرد. داستان تقریبا از جایی بود که دریا شب قبل تمامش کرده بود.

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۵ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۷۸۶ روز پیش تقدیم شما شده است.
نظر خود را ارسال کنید
برای اینکه بتوانید نظر خود را ارسال کنید، لازم است ابتدا وارد حساب کاربری خود در سایت شوید. همچنین می‌توانید اپلیکیشن «دنیای رمان» را روی گوشی خود نصب کنید و از داخل اپلیکیشن، نظر خود را ثبت کنید.
آخرین نظرات ارسال شده
هنوز هیچ نظری برای این پارت ثبت نشده است. اولین نفری باشید که نظر خودتون رو در مورد این پارت ارسال میکنید
نحوه جستجو :

جهت پیدا کردن رمان مورد نظر خود کافیه که قسمتی از نام رمان ، نام نویسنده و یا کلمه ای که در خلاصه رمان به خاطر دارید را وارد کنید و روی دکمه جستجو ضربه بزنید.

کپی شد!