پارت صد و شصت و سوم :

_ تو موفق شدی.
انگشتش روی گزینه‌ی تغییر نام سرید و دردسر را به دریا تغییر داد.
هنوز برای خودش هم عجیب بود که چرا نصفه‌شبی کارهای ماورایی می‌کند. خنده‌دار هم بود. نامی و این حرف‌ها؟ اگر شهاب بود که تا خود ابد دستش می‌انداخت و یک سرگرمی شیرین برای فراغتشان دست‌وپا می‌کرد‌. ولی خب شهاب نبود و نامی در این ورطه‌ی سخت دست‌تنها مانده بود و قدر شهاب را بیشتر می‌دانست.
دست‌دست Ù

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۵ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۹۰۳ روز پیش تقدیم شما شده است.
آخرین نظرات ارسال شده
هنوز هیچ نظری برای این پارت ثبت نشده است. اولین نفری باشید که نظر خودتون رو در مورد این پارت ارسال میکنید
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️