پیانولا به قلم مرجان فریدی
پارت چهل و هشتم :
فنجان چای را به سمت لب هایم بردم
_مراقب باشید داغه.
سرم را بالا آوردم و به مهندس زل زدم.
این مرد زیادی جنتلمن بود.
به آرامی کمی از محتویات فنجان را مزه مزه کردم
هرگز از چای بی قند خوشم نمیامد.
_ببخشید دیگه قندون و پیدا نکردیم، بلاخره ساخت و سازه دیگه…
نگاهم را به اطراف دوختم.
نفس عمیقی کشیدم.
_خیلی داره قشنگ میشه.
لبخند زد، موهای جوگندمی اش زیر نور آفتا
مطالعهی این پارت کمتر از ۹ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۸۶۷ روز پیش تقدیم شما شده است.
Ray
0عفریته ها نقشه مقشه کشیدن دخترمو دوباره اذیتت کنن 😠
۶ ماه پیشبهار
5میکائیل مردم جنتلمن من ای خودااا مردار من نمیرم واست؟!
۸ ماه پیشالی
4اومدم نظراتو بخونم یاد حرف میکائیل افتادم پشیمون شدم😂😂
۸ ماه پیشسارا
3خزاااننن برو غوغا کن دختر برو عشقم ممنونم مرجان جان خدا قوت یا علی ❤️
۱ سال پیشآذر
7عمه ی شیطانِ سکته زده😂🤣🤣🤣🤣
۱ سال پیشآذر
0رفتم رفتم🤣😂🤣
۱ سال پیشاذر
0شوخی ولی تو چارچوب.😂☝️ واقعا خب داریوش از حد میگذرونه و در مورد هر چی نظر میده.
۱ سال پیشZar
5خداروشکر هیچوقت عمه نمیشم. بالاخره یه عمه رو دیدم که از عمه های خودم بدترن.. این عمه خانوم و بچه هاش.. د اخه وا بده زن. خطاب به عمه خانوم و جوجه هاش: من ازت بدم میااااااد~ تورو میبینم 💩نم میاااااااد~
۱ سال پیشهستی
12چقدررر موقعی که میکائیل عمه شو ضایع کرد کیف کردم خدا وکیلی خیلییی باحااال بود😂👏
۱ سال پیشحدیث
21من عمه رو خفه کنم یه ملت راحت بشن😊
۱ سال پیشHelia
2چرا آنقدر عمه خانم رو مخه
۱ سال پیشSara
12حالا همه یک صداااا میکائیلللللل میکا ئیلللل بلاخره یکی عمه رو حرص کرد راحت شدیم آخیش
۱ سال پیشDonya
8این مرد میخواد گندی که زده رو جمع کنه از من گفتن گولشو نخور خزان
۱ سال پیشدینا
4واقعااا دلم میخواد بگیرم مرجان ببوسم ، وایی یعنی چی؟ چرا من معتادت شدم ؟ چرا قلمت آنقدر خوبه؟😭❤️
۱ سال پیش
لطفا صبر کنید...

عسل
3مرجان جون دست مریزاد خط به خطش هزارتا حرف داره انگار واقعیت و مجسم میکنی