فریه پینوکیو به قلم سیده نرجس کشاورزی
پارت چهل و چهارم :
سه ماه بعد :
سه ماه گذشته بود ، هیچ خبری از آلا نداشتیم .
کل بیمارستان ها فرودگاه ها ، ترمینال ها همه جا را گشتیم .
حتی پانسیون ها و خوابگاه ها را هم گشتیم .
اما آلا انگار قطره ایی آب شده بود در بزرگترین کویر .
شماره اش هم سوخته بود .
رفتن آلا من را نابود کرد .
حتی زندگی ام از این رو به آن رو شد .
مادر فرجام اینقدر با من بد شد که حتی در خواب هم نمی دیدم.
حرف اØ
مطالعهی این پارت کمتر از ۶ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۹۱۱ روز پیش تقدیم شما شده است.
شیدا
2چقدر حیوون و عوضی شده فرجام🙂😐😐 حاجیییییی نه از خانواده خودش شانس آورد نه خانواده شوهرش🤦🏻 ♀️🤦🏻 ♀️🤦🏻 ♀️🤦🏻 ♀️
۳ سال پیشزهرا
1بلاخره دارم میفهمم
۳ سال پیشنیروانا
2برای اولین بار دلم برای نها سوخت ولی از یه طرفم حقشه این تاوان کارهایی که با آلا کرده ست . مرسی از پارت زیبات نرجس جان بی صبرانه منتظر پارت بعدیم 💜❤
۳ سال پیشملیکا
2از همون اولشم از فرجام خوشم نمیاد
۳ سال پیشAa
0عالی بود ممنون👏⚘
۳ سال پیش..
1اوه اوه چه سگ شده
۳ سال پیش..
1خوب بود منتظر پارت بعدی ام
۳ سال پیش
لطفا صبر کنید...

دلنیا
1رمان خوبیه اگه با فرجام فرار میکرد بهتربود تا یه عمر عذاب وجدان داشته باشه وتاوان بده امیدوارم اخرش خوب بشه خسته نباشید