فریه پینوکیو به قلم سیده نرجس کشاورزی
پارت چهل و سوم :
روز بعد صبح خیلی زود آلا از خانه بیرون زده بود .
میدانستم به بانک میرود تا چک را پاس کند .
با خیال راحت ناهار درست کردم .
بعضی گل ها کود میخواست پایشان کود ریختم .
همه جا را انگار دسته گل مرتب کردم .
خلاصه که خانه را برق انداختم .
بوی تمیزی و ادکلن فرجام را میداد .
فرجام که تا عصر نمی آمد.
آلا هم که سر و کله اش کم کم باید پیدا میشد .
کلید داشت .
به اتاق رفتم .
مطالعهی این پارت حدودا ۵ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۹۱۳ روز پیش تقدیم شما شده است.
لطفا صبر کنید...

فاطی
0آخرش میفهمید...چه بد..آلا پاسوز شد