پارت هفتم :


مبهوت از شنیدن حرفش سر به سمتش چرخاندم و قاب را میان فاصله خالی بینمان گذاشتم.

-واقعا؟

سرش را چندباری تکان داد، سنگینی نگاهش روی تنم نشست و باری دیگر لب‌زد.

-کاش جای تو بودم…

و بدون تعلل دست‌هایش را روی زانوهای ...

در حال بارگذاری ادامه‌ی پارت هستیم. مشاهده ادامه‌ی پارت به خاطر طولانی بودن ممکن است کمی زمان ببرد.

لطفا کمی صبر کنید ...

با تشکر از صبر و شکیبایی شما

کپی شد!