پارت ششم :


-سخت نگیر، اقتضاء سن و سالشه. می‌خوای تا شب دوستت رو یه لنگه پا اینجا نگه‌داری؟

دستم را نرم در دستش گرفت و باهم حیاط بزرگ را طی کردیم. مرا غریب نمی‌دانست و برخلاف حرف‌های سمآء نه غرغرو بود و نه بد اخم، اصلا بداخلافی به این چهره نمی‌آم ...

در حال بارگذاری ادامه‌ی پارت هستیم. مشاهده ادامه‌ی پارت به خاطر طولانی بودن ممکن است کمی زمان ببرد.

لطفا کمی صبر کنید ...

با تشکر از صبر و شکیبایی شما

کپی شد!