پارت سی :

شومیزی زرد رنگ انتخاب کرد. شلوار جینی زغالی رنگ و آرایشی ملیح! تمام مدتی که در حال آماده شدن بود، به این فکر می کرد که قاتل مادرش چه شکلی است؟ تمام مدت بغضش را فرو داده بود. اکنون وقت فروپاشی نبود. باید نقش اش را به خوبی بازی می کرد. باید در آن نقش لعنتی حل می شد تا فرصتی مناسب پیدا می کرد.
آرسین از حمام بیرون آمده بود و همچنان بی توجه به او، به صحبت با تلفن مشغول بود. بعد از قطع تماس، باز ه

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۵ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۹۰۱ روز پیش تقدیم شما شده است.
آخرین نظرات ارسال شده
هنوز هیچ نظری برای این پارت ثبت نشده است. اولین نفری باشید که نظر خودتون رو در مورد این پارت ارسال میکنید
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️